حسین الماسی پرگو
مشاور عالی امور فرهنگی و اجتماعی دبیر کل
حزب دفاع از ایثارگران و قانون اساسی کشور
برای نگارش یک مقاله علمی یا تحلیلی در این زمینه، باید از نگاهی فراتر از زیرساختهای فیزیکی (مثل مترو و پارک) به سمت زیرساختهای انسانی حرکت کرد. توسعه یک کلانشهر پایدار زمانی محقق میشود که شهروندان، فرهنگِ پایداری را در رفتار روزمره خود نهادینه کرده باشند.
توسعه فرهنگ شهروند پایدار: کلید عبور از بحرانهای کلانشهری
:چکیده
کلانشهرها در قرن بیست و یکم با چالشهای بیسابقهای از جمله تغییرات اقلیمی، کمآبی، مدیریت پسماند و پراکندگی جمعیت روبرو هستند. اگرچه برنامهریزیهای کالبدی و مهندسی نقش مهمی در مدیریت شهر دارند، اما بدون فرهنگ شهروندی، این زیرساختها کارایی خود را از دست میدهند. این مقاله به بررسی نقش فرهنگ در توسعه پایدار میپردازد و استدلال میکند که پایداری شهر، بیش از آنکه یک مسئله مهندسی، یک مسئله رفتارشناسی اجتماعی است.
۱. مقدمه: تعریف شهر پایدار و نقش فرهنگ
شهر پایدار شهری است که نیازهای نسل امروز را بدون به خطر انداختن توانایی نسلهای آینده برای برآوردن نیازهایشان، تأمین میکند. این مفهوم سه ستون دارد: اقتصادی، محیطزیستی و اجتماعی.
فرهنگ، چسبی است که این سه ستون را به هم متصل میکند. بدون فرهنگِ مصرف مسئولانه، تکنولوژیهای بازیافت بیفایدهاند؛ و بدون فرهنگِ احترام به فضای عمومی، پارکهای هوشمند نیز به محیطهای آسیبپذیر تبدیل میشوند.
۲. ابعاد فرهنگ شهروندی در توسعه پایدار
الف) فرهنگ مصرف مسئولانه پایداری اقتصادی و محیطزیستی
در کلانشهرها، الگوی مصرف غذا، انرژی، کالا موتور محرک اقتصاد و تخریب محیطزیست است. توسعه فرهنگ پایدار در این بخش شامل:
: کاهش مصرف یکبارمصرفها.
: ترجیح اقتصاد چرخشی استفاده مجدد از کالاها بر اقتصاد خطی(خرید-استفاده-دورریز).
– آگاهی از ردپای کربن در خریدهای روزمره.
ب) فرهنگ جابهجایی و حملونقل پایداری محیطزیستی و اجتماعی
یک کلانشهر پایدار نباید بر خودروی شخصی تکیه کند. توسعه فرهنگ در این بخش به معنای تغییر ذهنیت شهروند از خودرو به مثابه ابزار قدرت و رفاه به حملونقل عمومی به مثابه حق و مسئولیت اجتماعی است. این امر نیازمند ایجاد فرهنگِ استفاده از دوچرخهسواری، پیادهروی و استفاده هوشمندانه از شبکه مترو و اتوبوس است.
ج) فرهنگ استفاده از فضای عمومی (پایداری اجتماعی)
فضای عمومی پارکها، میادین، پیادهراهها قلب تپنده شهر است. توسعه فرهنگ در اینجا به معنای ایجاد حس مالکیت جمعی است؛ به طوری که شهروند، فضای عمومی را نه متعلق به دولت، بلکه متعلق به خود بداند و در نگهداری و صیانت از آن مشارکت کند.
۳. موانع توسعه فرهنگ شهروندی
چرا در کلانشهرها فرهنگ پایداری به سختی شکل میگیرد؟
- آنومالی اجتماعی (بیگانگی): در کلانشهرها، حجم بالای جمعیت باعث میشود افراد نسبت به هم و نسبت به محیط، احساس بیتفاوتی کنند فرهنگ به من مربوط نیست.
- تمرکززدایی از مسئولیت: شهروندان اغلب فکر میکنند مدیریت شهر صرفاً وظیفه شهرداری است و خود را در برابر تخریب محیطزیست بیمسئول میدانند.
- کلاسیسم و نمایش مصرف: در بسیاری از جوامع، سطح اجتماعی با میزان مصرف کالاهای لوکس و خودروهای سنگین سنجیده میشود که مستقیماً با پایداری در تضاد است. ۴. راهکارهای عملیاتی برای حکمرانی شهری
برای تبدیل یک کلانشهر از مجموعهای از ساختمانها به یک زیستبوم پایدار، مدیریت شهری باید از مدل کنترلگر به مدل تسهیلگر فرهنگ تغییر جهت دهد:
– آموزش از طریق تجربه : به جای بروشورهای خشک، باید از پروژههای اجتماعی استفاده کرد. مثلاً ایجاد باغهای شهری که شهروندان در کاشت و برداشت آنها مشارکت دارند.
:s:- طراحی شهریِ تشویقکننده : استفاده از روانشناسی محیطی برای هدایت رفتارها. (مثلاً طراحی مسیرهای پیادهروی جذابتر از مسیرهای خودرویی، یا قرار دادن سطلهای زباله هوشمند در نقاط استراتژیک به گونهای که استفاده از آنها لذتبخش باشد.
:- شفافیت و بازخورد : وقتی شهروند میبیند که تفکیک پسماند توسط او، منجر به ایجاد یک پارک جدید شده است، انگیزه فرهنگی او دوچندان میشود.
استفاده از رسانههای محلی: ایجاد روایتهای جدید در رسانهها که سبک زندگی پایدار را به عنوان یک سبک زندگی مدرن، هوشمند و باکلاس معرفی کنند، نه یک سبک زندگی ریاضتکشانه.
۵. نتیجهگیری
توسعه پایدار در کلانشهرها یک مقصد نیست، بلکه یک مسیر است که از طریق تغییر در ذهنیت شهروند طی میشود. زیرساختهای فیزیکی تنها بدنهی شهر هستند، اما فرهنگ شهروندی، روح آن است. اگر بخواهیم شهرهایی مانند کرج یا هر کلانشهر بزرگ دیگری را پایدار کنیم، باید سرمایهگذاری روی آموزش و فرهنگسازی را به اندازه سرمایهگذاری روی بتن و آسفالت جدی بگیریم.
:مقاله توسعه اجتماعی پایدار
